



(1 votes, average: 5٫00 out of 5)یکی از معدود کشورهایی که هنوز وارد ساختار بازار جهانی تجارت (WTO) نشده است، ایران می باشد. این درحالی است که بر اساس برنامهریزی استراتژی، کلیه مقدمات و پیش بینیهای لازم جهت جای گرفتن در این ساختار جهانی انجام شده و با سرعت زیادی در حال نزدیک شدن به این تحول بزرگ اقتصادی می باشیم.
بر تمامی مسوولان کشوری و دست اندرکاران این نکته کاملا روشن است که حتی بهترین، باکیفیت ترین و پر بازده ترین ارگانهای صنعتی کشور نیز به دلیل خوگرفتن به ساختار بسته و غیر رقابتی فعلی ایران به هیچ وجه توانایی رقابت با صنایع برتر جهانی را نخواهند داشت.
با وجود منابع انسانی باارزش، منابع معدنی فراوان و زمینه دانش و تجربه تخصصی نسبتا بالای صنایع کشور، مشکل اصلی در این راستا کمبود متدولوژی و تکنولوژی می باشد. و مهمترین بعد این کمبود تکنولوژی در ساختار مدیریتی تجارت و صنایع کشور و فاصله گرفتن از دستاوردهای جهانی در این زمینه می باشد.
بارزترین مشخصه رقابتی تجارت امروزه، بهرهبرداری از سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) می باشد. اگر در گذشته نه چندان دور این سیستمها یک مزیت سازمانی محسوب میشدند، امروزه این سیستمها یک ضرورت سازمانی به حساب میآیند.
بر این اساس سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) صرفا یک مجموعه نرم افزاری نمیباشند، بلکه مجموعه فشرده دانش و تجربه دنیای صنعتی در جهت راهاندازی کلیه روالهای اجرایی صنایع البته با کمک تکنولوژی نرمافزاری میباشند. مشخصه ERPهای خارجی با استانداردهای شناختهشده جهانی هم بر همین اصل تکیه دارد و دلیل اصلی موفق نشدن نرم افزارهایی که تحت نام ERP در داخل کشور تولید شدهاند، همین جوان بودن و کم محتوا بودن و مهم تر از همه صرفا تکیه کردن بر نرمافزار و ابزارهای کامپیوتری است. بررسی تاریخی ERP این نکته را نیز مشخص می کند که در ابتدای سالهای شکل گیری ERP حدود 30 سال پیش نزدیک به 70 درصد پیاده سازیهای ERP در صنایع جهان با شکست مواجه می شدند. چرا که ERP از یکسو به دلیل خصوصیات ویژه اش که به کارگیری کلیه بخشهای یک سازمان می باشد کل مجموعه را با خود درگیر می کند از طرفی کم تجربه بودن و دانش ناکافی و عدم وجود یک معماری ساختاری قوی در نرم افزار ERP متاسفانه شکست یک ERP را رقم می زند که به همین دلیل تاثیرات بسیار منفی نیز از خود به جای خواهد گذاشت و حتی وضعیت را از حالت طبیعی قبل از ERP هم خارج می کند.
یکی از مشخصه های ERP های جهانی گران بودن این نرم افزارهاست علی رغم هزینه بالا، تعدادی از صنایع قدرتمند ایران طی چند سال گذشته سعی کردند این نرم افزارها را در صنعت خود به کار گیرند ولی در هیچ کدام از موارد فوق نمی توان گفت که پیاده سازی ERP از موفقیت کامل برخودار بوده چه بسا در بیشتر موارد با شکست کامل نیز همراه بوده است. همانگونه که مطرح شد تنها بخشی از ERP نرم افزار مربوطه می باشد بلکه قسمت موفقیت یک ERP در پیاده سازی آن می باشد و این شاید بزرگترین دلیل شکست ERP های خارجی در ایران بوده است. چرا که ایران به دلیل شرایط خاص استقلال سیاسیاش در فشار بسیار زیادی قرار داشته و دارد که اجازه ورود چنین تکنولوژیهایی که می تواند در راستای استقلال و شکوفایی صنعتی کشور بسیار راهگشا باشد از طرف کشورهای صنعتی دنیا داده نمی شود. لذا صنایع ایرانی بالاجبار این نرم افزارها را از طریق واسطه هایی خریداری می کنند بدون اینکه بتوانند از متخصصان مربوطه در پیاده سازی این نرم افزارها استفاده نمایند. با این شیوه هم هزینههای هنگفتی خرج شده هم پیاده سازی ناقص و ناموفق انجام میپذیرد. این روند تا به جایی پیش رفته که حتی در مواردی دستورهای مستقیمی از مسوولان کشوری مبنی بر عدم استفاده صنایع زیربنایی از این نرم افزارها صادر گردیده است.
یک مسئله دیگر هم ماهیت ERP است اگر قبول کنیم هدف ERP راه اندازی بهترین روال اجرایی مورد نیاز یک سازمان می باشد. باید بپذیریم که بخشی از این بهترینها، محلی و مختص هر صنعت و فرهنگ بومی میباشد و همین نوع نگاه ERP بوده که نرم افزارهای ERP امروزی را شکل داده است. عدم ارتباط مستقیم با شرکتهای برنامه نویس ERP، در اصل صنعت کشور را مجبور به استفاده ثابت از نرم افزارهای ERP موجود می نماید بدون هیچ گونه امکان سفارشدهی یا بهینهسازی روالها بر اساس اولویتها و نیازهای خاص یا محلی محیط کسب و کار. و آنچه که تحت نام پشتیبانی در این نرم افزارها تعریف می شود هم چیزی نیست جز همین اعمال نیازها و امکان استفاده کاربران از نسخه های بهینه شده محصولات که به وسیله شرکتهای شناخته شده ERP به صنایع ایران ارائه نمی گردد.
یکی از کشورهایی که در زمینه پیادهسازی سیستمهای (ERP) بسیار موفق عمل کرد کشور کره جنوبی بود که البته این انتقال دانش را مدیون حمایت کامل دولت آمریکا بود در راستای سیاستهای اقتصادی و سیاسی آمریکا این دانش در دهه 90 میلادی از طریق یک ERP آمریکایی به نام BAAN به صورت کاملا هدفمند و برنامهریزی شده، با مشاوران خبره آمریکای در صنایع نظامی کره (هنجان) پیادهسازی شد و به این ترتیب این دانش به درستی به کشور کره جنوبی انتقال یافت و همین امر مهمترین زمینه و پیشنیاز رشد گسترده صنعتی کرهجنوبی در سالهای بعد گردید.
اما کشور چین رویکردی دیگری نسبت به ERP داشت و در آن کشور پس از بررسی که در سال 2003 میلادی صورت گرفت میزان موفقیت پیادهسازی سیستمهای ERP خارجی بسیار پایین ارزیابی گردید که بالطبع علاوه بر هزینههای گسترده، خطری برای صنعت در حال توسعه چین هم محسوب میشد. دولت چین با حمایت از چند شرکت بزرگ نرمافزاری چینی، زمینه شکلگیری ERP های ملی را فراهم نمود و در سالهای بعد علاوه بر وارد شدن این نرمافزارها به عرصه صنعت چین، شرکتهای بزرگ جهانی ارائهدهنده ERP نیز با در خطر دیدن بازار نرمافزارشان در صنایع داخلی چین مشاوران خبره و با تجربه خود را به چین اعزام نمودند که این دو اتفاق دست در دست هم باعث رونق بهرهبرداری (ERP) در صنایع چین شد و امروزه هم مهمترین نتیجه این عملکرد در تبدیل شدن صنایع این کشور از صنایعی بیکیفیت و صرفا ارزان به صنایعی با کیفیت و خدمات بالا گشته که به جرات میتوان گفت به بزرگترین رقیب صنعتی کشورهای اروپایی و آمریکایی تبدیل گشته است.
برخی صنایع پایهای در اقتصاد کشور، نظیر وزارت نفت با توجه به مشکلات بیان شده در مورد ERPهای داخلی و خارجی عزم خود را بر این نهادهاند تا ERP را خود تولید نموده و استفاده نمایند. نکته در این جاست اگر بالفرض چنین شرایطی هم فراهم شود اولا مدت زمان شناسایی، طراحی، و برنامه نویسی یک ERP حداقل 5 سال به طول خواهد انجامید. ثانیا چنین ERP بدون تکیه بر جزئیات دانش ERP و استانداردهای جهانی، از نو تحلیل و برنامه نویسی می شود چه تضمینی دارد که بتواند مشکلاتی را که طی 30 سال گذشته در این تکنولوژی شناسایی و پیاده سازی شده است را پشتیبانی نماید.
البته در این راه نقاط روشنی هم وجود دارد نخست حضور فوق متخصصین ایرانی در عرصه های دانش ERP در سطح جهان می تواند بسیار موثر باشد. خوشبختانه طی سالهای گذشته حضور چنین افرادی را کم و بیش در سمینارها و همایشهای مختلف ERP در ایران نیزشاهد بوده ایم.
دوم سطح بالای دانش نرم افزار و پیاده سازی برنامه در ایران نیز می تواند در صورت برنامه ریزی دقیق در حین حفظ استقلال علمی کشور، راه را برای نهادینه شدن این دانش در صنعت کشور هموار نماید .
دیدگاه نگارنده بر آن است که به همان اندازه که ورود ایران به WTO مهم و برای بقای صنعتی ایران حیاتی می باشد به همان اندازه و چه بسا بیشتر باید تدبیر، برنامه ریزی و پیش بینی های لازم قبل از ورود ایران به WTO انجام پذیرد . اگر با توضیحاتی که داده شد بر این باوریم که ERP حیاتی ترین نیاز صنایع کشور قبل از ورود به WTO می باشد، بر دولتمردان ایران است تا با درک شرایط حساس فعلی در برنامهریزیهای استراتژیک خود طرح نهادینه ساختن ERP را نیز بگنجانند.
اما بیشتر از حمایت دولت از شرکتهای تولیدکننده سیستمهای (ERP) داخلی، دادن امکانات و تسهیلات مناسب به صنایع برای خرید و بهرهبرداری از سیستمهای (ERP) میتواند اثربخش و مفید باشد. در این صورت بودجه و سرمایه دولتی هم باعث رونق بازار ERP گردیده و هم باعث رشد ERPهای داخلی شده و زمینه بهرهبرداری درست از سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) جهانی را نیز در ایران فراهم میسازد.