



(1 votes, average: 5٫00 out of 5)سیستمهای اجرای تولید (MES) و سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) دو سیستم مورد نیاز ساختارهای تولید میباشند. به خصوص صنایع مدرن امروزی بدون راهاندازی سیستم یکپارچه تولید نمیتوانند یک ساختار تولیدی قابل رقابت و پایدار را شکل بدهند.
یک سیستم اجرای تولید کلیه فرآیندهای تولید از آغاز دستور تولید تا محصولات نهایی را با هدف اجرا و بهینهسازی تولید در دست میگیرد. این سیستم کلیه اطلاعات استاندارد مهندسی محصول و پروسههای استاندارد روش ساخت از جمله میزان مصرف مواد، انرژی، نیروی انسانی و زمانسنجیهای استاندارد را ثبت کرده و با استفاده از دادههای واقعی در مورد فعالیتهای تولید و مقایسه آن با استاندارهای ثبت شده ضمن کنترل و سنجش بهرهوری تولید باعث کاهش کلیه فعالیتهای بدون ارزش افزوده و در نهایت افزایش بازده و تحویل به موقع محصول میگردد.
کنترل کیفیت مواد اولیه، نیمهساخته، محصول و کنترل کیفیت حین تولید با تکیه بر سیستم اجرایی تولید ضمن تضمین کیفیت، امکان تصمیمگیری مطمئن و سریع در راستای کمکردن ضایعات و افزایش کیفیت و بهرهوری تولید را فراهم میسازد.
سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی، مجموعه سیستمهای یکپارچهای هستند که در سطح کلان کلیه فعالیتهای کسبوکار سازمان در کنترل خود گرفته و اجرا میکنند. این سیستمها شامل سیستمهای فروش، ارتباط با مشتریان، خرید، مالی، منابع انسانی و … میباشند که به طور کلی فعالیتهای کلان کسبوکار سازمان را به عهده میگیرند.
معمولا در اکثر ساختارهای تولیدی سیستم اجرای تولید با هدف مدیریت تولید از یکسو و سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی با هدف مدیریت کسبوکار در ابتدای کار الزامی برای یکپارچه بودن در سازمان ندارند و همین باعث میشود که اکثر ساختارهای تولیدی نگاهی مجزا به این دو سیستم که کاربردها و ماهیتهای به ظاهر متفاوتی هم دارند داشته باشند.
اما در ادامه عدم پیادهسازی سیستم یکپارچه تولید ، مشکلات و محدودیتهایی را بوجود میآورد که به طور خلاصه عبارتند از:
زنجیره تامین حول محور تولید بایستی شکل بگیرد و احتیاج به دادههای دقیق و بهنگام از نیازمندیهای مواد اولیه مورد نیاز تولید، خروجی و در دسترس بودن محصول نهایی در زمان معین و …. دارد. لذا پیادهسازی و بهینهسازی زنجیره تامین نیازمند سیستم یکپارچه تولید میباشد که به طور کلی سیستمهای تامین، فروش و لجستیک را در اختیار دارد.
برنامهریزی کلان تولید (MPS)، یکی از ویژگیهای اصلی سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی است که با تکیه بر اطلاعات فروش، تحلیل بازار و پیشبینی فروش برنامه کلان تولید کارخانه را تنظیم میکند.
توانایی تغییر به موقع این برنامه، بنا به شرایط بازار، تغییر سفارشها و … از خصوصیاتی است که نتیجه آن چالاکی خط تولید است. از طرف دیگر برای اینکه یک برنامهریزی کلان تولید به تایید رسیده و قابلیت اجرایی داشته باشد باید با ظرفیت تولیدی کارخانه سنجیده شود، که این بخش از اطلاعات در سیستم مدیریت تولید، قابل دسترسی است.
همین امر عملا پیادهسازی برنامهریزی کلان تولید (MPS) را در کارخانههایی که سیستم یکپارچه تولید ندارند را با مشکلات زیادی مواجه میسازد.
سیستم برنامهریزی نیازمندیهای مواد (MRP) نیز از یک سو به سیستم برنامهریزی کلان تولید (MPS) وابسته است از سوی دیگر برای تایید نیازمندیهای مواد احتیاج به اطلاعات انبار مواد اولیه، سفارشهای در راه و … دارد که بخش عمدهای از آنها در سیستم مدیریت برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) تامین میشوند.
همانگونه که مشخص است عملا راهاندازی این سیستم به خصوص به دلیل ماهیت تغییرپذیری که دارد در این گونه کارخانجات با مشکلات زیادی همراه بوده و بسیار محدود و نامطمئن قابل راهاندازی میباشد.
سیستم خدمات پس از فروش، یکی از مهمترین سیستمهایی است که کارخانجات به آن نیازمند هستند لذا برای راهاندازی این سیستم از یکسو به ارتباط به مشتریان، صدور فاکتور خدمات و نیاز است از سوی دیگر ردگیری محصولات، گارانتی و سایر اطلاعات تولید که نتیجه راهاندازی سیستم اجرای تولید میباشد.
همین امر راهاندازی سیستم یکپارچه تولید را به الزامات یک کارخانه تبدیل مینماید.
همانگونه که در چند مورد کلیدی مشکلات مجزا بودن سیستمهای اجرای تولید (MES) و سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) ارائه گردید برای راهاندازی هر کدام از این سیستمها احتیاج به ورود اطلاعات مجزا از یک سیستم در سیستم دیگر است.
که این امر از یکسو با هدرفت زمان و نیروی انسانی قابل توجه، عملا از امنیت اطلاعات کاسته و به جرات میتوان گفت امکان راهاندازی این سیستمها را با مشکلات زیادی مواجه میسازد.
اما شاید بزرگترین خطری که عدم پیادهسازی سیستم یکپارچه تولید به همراه دارد ایجاد شکاف اطلاعاتی است که اتفاقا در نقاط کلیدی همچون انبار محصول بوجود میآید.
مهمترین مزیت سیستم یکپارچه تولید به هم پیوسته بودن تمام عملیات کارخانه در قالب بخشهای مختلف سیستم میباشد اما این مجزا بودن باعث میشود ضریب خطا در جاهایی مثل انبار محصول که ورودیاش را از سیستم اجرای تولید (MES) گرفته و خروجیاش به وسیله سیستم برنامهریزی منابع سازمانی (ERP) بروزرسانی میشود، به دلیل عدم یکپارچگی، بسیار بالا رفته که عملا باعث شکلگیری یک شکاف اطلاعاتی میشود و این مشکل به صورت کلی در تمامی کارخانجاتی با سیستمهای جزیرهای رخ میدهد که مشکلات کنترلی فراوانی را نیز بهمراه دارد.