



(1 votes, average: 5٫00 out of 5)سه رویکرد متفاوتی که در طول سیر تکاملی مدیریت وجود داشته عبارتند از : 1. رویکرد کلاسیک (قدیمی) 2. رویکرد رفتاری (مبتنی بر رفتار) 3. رویکرد کمی (مقداری). در این مقاله به شرح رویکرد سوم می پردازیم.
این رویکرد شامل به کارگیری روشها و تکنیکهای ریاضی و عددی و کمی مدرن است که با نامهای دیگر همچون رویکرد تئوری تصمیم، ریاضی، عددی، عملیاتی و … نیز شناخته می شود. این ابزارها و متدولوژی های کمی به منظور کمک به تصمیم در خصوص عملیات و تولید طراحی شده اند.
بر اساس گفته های Lindsay این تکنیکها به مدیریت در حل مسائل و تصمیم گیری در خصوص موارد زیر کمک خواهند نمود:
این تکنیک ها عموما شامل چهار مرحله زیر هستند:
در زیر به بخش هایی اشاره می شود که در آنها روش بالا بیشترین استفاده را دارد:
مشخصه های اصلی این رویکرد به شرح زیر است:
یک سازمان همواره به عنوان واحدی تصمیم گیرنده محصوب شده و بنابراین اصلی ترین وظیفه هر مدیر تصمیم گیری و حل مسائل و مشکلات است. کیفیت تصمیم های مدیریتی بر اثربخشی یک سازمان تاثیرگذار خواهد بود.
یک مدل، نمونه ساده ای از زندگی است که از نمادها و روابط ریاضی و محاسباتی استفاده کرده و تصمیم مدیریتی را تا اندازه یک فرم ریاضی کم میکند تا فرایند تصمیم گیری پیش از تصمیم نهایی و اجرای آن شبیه سازی شود. اما لازم است تا مطمئن شد که در این فرمول (فرم) ریاضی تمامی روابط مواد، محدودیت ها و متغیرها به درستی ترکیب شده باشند.
با در دست داشتن فرمولها و مدل های محاسباتی می توان به کمک کامپیوتر به راحتی پیچیده ترین و سخت ترین مسائل را با حجم بالای اطلاعات انجام داده به سرعت به نتایج مورد نظر رسید.
نتایج به دست آمده از این مدل ها را می توان با معیارهایی نظیر کاهش هزینه، برگشت سرمایه، برنامه زمان بندی و ضرب الاجل ها و … مقایسه و ارزشیابی کرد.
– از روش ها و تکنیکهای توسعه یافته تحت این رویکرد میتوان به وفور در تصمیم گیریهای مدیریتی استفاده کرد.
– تفکر منظمی در مدیریت وجود دارد که منجر به بالا رفتن دقت می شود.
– این رویکرد ابزاری اثربخش برای حل مشکلات و همچنین برنامه ریزی و کنترل در اختیار مدیران قرار می دهد.
– این روش در بخش هایی همچون سازمان دهی، استخدام، ایجاد انگیزه و رهبری سهم کمی ایفا کرده است
– این روش بسیار وابسته به قوانین تصمیم گیری یک مدیر است که قوانین اطلاعاتی و روابط بی انسانی در آن لحاظ نمیشود.
– مدل ها و تکنیک ها بسیار فراتر از واقعیت شرایط یک مدیر هستند
– این روش تنها بخشی از شغل یک مدیر را پوشش داده و نمی تواند به طور اثربخش در تصمیم گیری در خصوص روابط بین افراد و گروها تاثیر داشته باشد. در ضمن تصمیم گیری تنها یکی از وظایف مدیران است.